اين روزها حضرت زهرا روزي ميليونها سيلي ميخورد...

 

روز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) یکی خدمت آیت الله بهجت عرض کرد:

 آقا تسلیت میگم، به حضرت زهرا سلام الله علیها سیلی زدند...

 
آیت الله بهجت فرمودند: الان هم به حضرت زهرا سلام الله علیها سیلی می زنند.

عرض کردند: الان چطور به حضرت سیلی می زنند؟

 
آیت الله بهجت فرمودند:

هر دختر شیعه با بی حجابیش یک سیلی به صورت حضرت زهرا سلام الله می زند

حالا حساب كن دختران و زنان بي حجاب چقدر
 
 اين روزها به حضرت زهرا(س) سيلي ميزنند...
 
 

حجاب

 

با سلام لطفا بر روی کلمه زیر کلیک کنید .

 

حجاب

زنان بد حجاب و بی حجاب در کیش

 

 

این همه شهید دادیم جانباز دادیم

 

اسیر دادیم و با این حجاب راهشون را دارن

 

 ادامه میدن  جای تاسف داره شهدا شرمنده ایم

 

  

 

با تصاویر..........

 

برو ادامه مطلب.....

  

ادامه نوشته

همت

 

اینجا همه «حاج ابراهیم همت» را با ترافیک

 

اتوبان همت می شناسند!!!


 

اینجا دیگر کسی نمی خواهد گمنام بماند،

 

 

 همه به دنبال کسب نام هستند!!!

 


اینجا صدای آهنگهای پاپ لس آنجلسی و راک

 

 

 و رپ آن قدر بلند است که فریادهای

 

 

«حاج مهدی باکری» به گوش نمی رسد!!!

 

اینجا جانبازان موجی و شیمیایی را از اجتماع دور

 

 

 نگه می دارند تا آسیبی به افکار عمومی نرسانند!

 

 

اینجا در پناه میز هستیم، دیگر کسی پشت

 

 

خاکریز پناه نمی گیرد!!!

 

 

اینجا ناکجا آباد ...


 

 

 

و نگاه معصوم مادری به درب؛درانتظار شهیدگمنامش!

 

 
قدم برمی داریم برای رضای خدا
 
 
 
قلم بر می داریم روی کاغذ برای رضای خدا
 
 
 
حرف می زنیم برای رضای خدا
 
 
 
شعار می دیم برای رضای خدا
 
 
 
می جنگیم برای رضای خدا
 
 
 
همه چیز همه چیز همه چیز خاص خدا باشه
 
 
 
که اگر شد پیروزی نزدیک است
 
 
 
چه بکشیم چه کشته بشیم که اگر اینچنین باشیم
 
 
 
پیروزیم
 
 
 
و هیچ ناراحتی نداریم و شکست معنا نداره برای ما
 
 
 
چه بکشیم چه کشته بشیم پیروزیم اگر اینچنین باشیم


«شهید حاج محمد ابراهیم همت»
 

دختر سر زمین من با توام

 

 

 

دختره موهاشو مش خفن کرده


 

از دماغش دوتا سوراخ مونده فقط


 

لباش اندازه ی پشتی مبل شده


 

نصف بیشتر عکسای پروفایلش یا لب

 

 

 استخره یا با تاپ و

 

 

 دامن نیم وجبیه


 

بعد خیلی جدی میگه خسته ام از این

 

 

مردهای شهوت پرست

 

 

که فقط به جسم زن می اندیشند



 

آخه بنده ی خدا این چه وضعش  



 

تو اون جسم تو چیزی تحت نام مغز هم

 

 

پیدا می شه ؟؟


 

انتظار داری تو رو که ببینن یاد فلسفه ی

 

 

سقراط بیفتن؟

 

شهدا شرمنده ایم

من دارم میبینم که مادر شهید اشکهایش چگونه میریزد وقتی که میبیند...

 

پسرش را فرستاد به جبهه تا بعضی ها با غیرت باشند با غیرت..

 

-----------------

 

اما بعضی ها بدجوری دل این مادر را خون کردند...خون...



 
 
من دارم میبینم آن بچه مذهبی را که دیگر نمیتواند راحت در خیابان راه برود...
 
نمیتواند راه برود از تمسخر دیگران...نمیتواند راه برود از زخم زبان دیگران...
 


---------------------------------------------------------------------

 
من دارم میبینم وضعیت بد برخی از خیابان ها را...
 
 
من دارم میبینم وضعیت کثافت بار در برخی از دانشگاه که داره..
 
به روابط نامشروع کشیده می شود...



 
من دارم میبینم انواع مردهایی که خیلی راحت..
 
در فاصله کمی از زنان رو در رو ایستاده اند...
 
و چشم در چشم هم با هم صحبت میکنند و خیلی راحت شوخی میکنند...



من دارم میبینم وضعیت اسف بار خیابان ها را...
 

من دارم میبینم که خیلی چیزها کمرنگ شده...

 
من دارم میبینم که خیلی از حرمت ها شکسته شده...

 
 
من دارم می بینم که بوی از غیرت دیگر نیست...نیست...نیست...!!


واقعا حاضری؟!!




" آقا اصلا دینو میذاریم کنار بیا اصلا این قرآنو میذاریم کنار


حجاب یه مساله عقلیه... یعنی هر عقل سالمی میتونه قبول کنه


به یه خانم بگو: حاضری شوهرت 99% عشقش مال تو باشه

 

 1% واسه یه زن دیگه ؟



کسی هست بگه من حاضرم ؟؟



پس همون طور که دوس داری شوهرت همه ی

 

عشقش مال تو باشه جوری از خونه بیرون نرو


که عشق شوهر مردمو بدزدی  یه جور لباس نپوش آرایش نکن

 

که 1% عشق یه مردو مال



خودت کنی ...

بی حجابی ثمره چیست؟ + وصیت نامه شهدا در مورد حفظ حجاب

 

بی حجابی ثمره چیست؟

 

اما صحبت من از حجاب است...

 

منظور حجاب اسلامی من درآوردی برخی از زنان ما هم نیست! حجابی که با چادرهایی ملی!

 

 قجری!چادرهای براق عربی! چادرهای تن نما و تنگ آستین دار و... بر سر ماست.

 

چراهایی که سالیان سال است مطرح می شود اما برای پاسخش کمتر «زیرایی» جای «آیا» می نشیند.

 

چراهایی که مهم ترین آنها نداشتن وجه اسلامی برخی از زنان ایران اسلامی درجامعه است. چراهایی که

 

مهم ترین آنها شنیده شدن لهو و لعب درمعابر و کوچه هایی است که به نام شهدا خوانده می شوند

 

 آن هم در ایام فاطمیه و ... چراهایی که مهم ترین آنها رعایت نشدن شئونات اولیه اخلاقی در تعاملات

 

 اجتماعی بین زنان و مردان در اماکن عمومی است. چراهایی که دردناک ترین آنها برخورد

 

 با ارزش های اسلامی در رسانه ها است.

 

اما صحبت من از حجاب است...

 

صحبت از حجاب است نه آنچه به عنوان تزیین برسر برخی از زنان ما رنگ موها و گل سرها

 

 را زیباتر جلوه می دهد. نه آن روسری های کوتاهی که با گره های کوچک زیر سپیدی گلو، رها

 

می شوند و نه آن شال هایی که بر بلندای موهای عجیب و غریب!! زیر گیره های به بزرگی

 

 بی غیرتی و وسعت جلب توجه به دورگردن می پیچند... و نه... و نه... ونه آن چیزی

 

 که برخی از آن به عنوان حجاب آن هم زورکی یاد می کنند.

 

منظور حجاب اسلامی من درآوردی برخی از زنان ما هم نیست! حجابی که با چادرهایی

 

 ملی! قجری!چادرهای براق عربی! چادرهای تن نما و تنگ آستین دار و... بر سر ماست و متناسب با

 

 آن صورت را رنگ کرده و کیف ها را بر دوش انداخته و در بازار به خرید می پردازیم و در

 

 اتوبوس ها تا کرده و در کیف می گذاریم.

 

منظور حجاب کامل اسلامی است.حجاب فاطمی که از فاطمه (س) بر ما رسیده است. حجابی که گردی

 

 صورت مادرزاد، مچ دستان بی زیور، برجستگی های بدن و ماهیچه های پا و سینه و... را می پوشاند

 

 و زن را از هرگونه سوء استفاده حتی نگاهی نامحرم و نامبارک حفظ می کند.

 

حجابی که سنگر زن مسلمان برای حضوری فعال در جامعه و حفظ شؤنات او در تعامل با مردان است.

 

حجابی که زاییده عفت و عفتی که فرزند حیاء زن مسلمان است.

 

هیچ می دانیم که حجاب و عفاف در همیشه تاریخ به عنوان دو ارزش درجامعه بشری به ویژه جوامع

 

 اسلامی مطرح بوده و است. هیچ دقت کرده ایم که یکی از امتیازات انسان، در مقایسه با موجودات دیگر،

 

 تهیه پوشش مناسب برای اندام خویش است. براین اساس، پوشش یکی از شؤون و ویژگی های انسان به

 

 شمار می آید.

 

نه اینکه زنان در اندیشه های خود به دنبال کشف حقیقت شان از جانب محبوب هستند نه اینکه هر آنچه

 

سر راهی است و دیدنی ارزش کشف شدن ندارد.

 

هیچ فکر کرده ایم که در تاریخ فلسفه و نیز اندیشه، حجاب یکی از بهترین و مهم ترین تشبیهات و

 

استعارات برای آن چیزی بوده که پوشاننده حقیقت است.

 

حقیقت، آشکارگی است که نیازمند کنار زدن حجاب ها توسط اهل و محرمش است. از همین رو است که

 

برای فیلسوف، هر چیز عریان و آشکار که هرکس را توان دیدن آن است ناچیز و بی اهمیت جلوه می کند.

 

 در یک معنی لطیف حتی می توان گفت: فیلسوف یا همان کاشف ، از عریانی مکشوف چندان

 

خرسند نیست.

 

برای فیلسوف آنجا که رازی در کار نباشد کاری نیز وجود ندارد. او درمقام جوینده حقیقت باید نشان دهد که

 

همواره رازی در میان است از همین رو است که می کوشد باز در حجاب کند آنچه را که محرمانه

 

 افشا کرده است.

 

این داستان در زندگی زن و مرد هم این گونه بازخوانی می شود که مردان در مقام فیلسوف زمانی

 

 که زن را درمقام راز عریان ببینند، دلیلی برای علاقه افشا ندارند و در وجهی عکس آن در پس افشاگری

 

محرمانه از عریانی آن ناخرسند شده و به پوشاندن راز خود برای کشف نشدن حقیقتش استفاده می کنند که

 

از آن به نام غیرت و همت یاد می شود. حال سؤال این است مرد در مقام فیلسوف چه کاری خواهد داشت

 

اگر رازی وجود نداشته باشد؟

 

باید بدانیم که مرد و زن هستی فراتر از تاریخ شناخته شده بشر دارند و در تاریخ ادیان همواره از حجاب

 

 به عنوان امری اصیل و پیشینه دار یاد شده است. به گفته ویل دورانت، «قوم یهود و ایرانیان قدیم،

 

 حجاب را برای بانوان یک نوع کرامت و شرافت و از واجبات دینی می دانستند.»

 

بی تردید مبنای حجاب در شریعت حضرت موسی (ع)، آیات تورات بوده که بر حجاب تأکید می کرده است.

 

 در آن آیات، کیفیت پوشش زنان یهودی مشخص بوده است. تورات شباهت لباس زنان و مردان را نهی

 

 می کرده: در قسمتی از تورات می خوانیم: «متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد زیرا

 

هرکه این کند مکروه یهوه خدای تو است»

 

اما اسلام: پوشش و حجابی را به ارمغان آورد که اصل آن مربوط به احکام ویژه بانوان است و اتکای آن،

 

 بر تفاوت های طبیعی و ساختاری زن و مرد استوار است و آن از سوی خدا در رده آیه قرآن بر

 

 ما نازل شده است.

 

حضرت عیسی روح الله (ع) نه تنها احکام شریعت یهود را در مورد حجاب تغییر نداد بلکه با قوانین

 

 شدیدتری آن را استمرار بخشید و در برخی از موارد قدم را فراتر نهاد و سختگیری بیشتری وجوب حجاب

 

 را مطرح ساخته است.

 

مسیحیت برای ازبین بردن زمینه هرگونه تحریک و تهییج، زنان را به صورت شدیدتری به رعایت

 

 کامل پوشش و دوری از هرگونه آرایش و تزیین فراخواند. بنابر متون تاریخی، چادر و روبند،

 

برای خاتون های اشراف ضروری بود و در اعیاد نیز کسی آن را کنار نمی گذاشت؛ بلکه با طلا

 

 و نقره و پارچه های زربفت آن را تزیین می کردند و حتی برای تفریح نیز با حجب و حیای کامل در

 

 مجالس انس و یا گردش های دور از چشم نامحرم شرکت می کردند.

 

اما اسلام حجاب را برای زنان متناسب با شئوناتشان با تعدیل و نظم مناسب و به دور از افراط و

 

 تفریط، سهل انگاری مضر یا سختگیری بی مورد به جامعه بشری ارزانی داشته است.

 

با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه ای صریح می توان احترام و نگه داشتن حرمت زن

 

دانست: کسی که به عظمت حجاب پی ببرد؛ می فهمد بی حجابی و بدحجابی ثمره عدم معرفت و شناخت

 

حقیقی جایگاه زن در نظام هستی است.

 

حال با وجود همه این دانسته ها و الزامات به رعایت فرهنگ حجاب اسلامی در جامعه اسلامی دوست دارم

 

آخر نوشته هایم به وصیت نامه شهدا در امر رعایت حجاب اشاره کنم که بدانیم از جانب شهدایمان به چه

 

 امری مؤظف و تکلیف شده ایم.

 

در بررسی های 53 هزار وصیت نامه شهدا 8681 وصیت وجود دارد که در آن به موضوع

 

 حجاب پرداخته شده است.

 

وصیت هایی که هرکدام را هر زمان بخوانی گویی با شهید در دوران کنونی هم صحبت شده ای و

 

 این است عزت و کرامت شهدای ما وقتی می گویند.

 

شهید داود صابری (1362-1347) :خواهر عزیز، امیدوارم که با رعایت کردن حجاب اسلامی مشت

 

محکمی بر دهان دشمنان اسلام بزنید، شهید داوود محمدی (1362-1344): خواهرانم شما هم زهراوار

 

باشید که حجاب تو هم یک سنگر است.

 

شهید رمضانعلی خارکش (1366-1348) : از خواهرانم می خواهم که با حفظ حجاب و عفت و پاکی

 

شان، به جنگ با فتنه و بی بندوباری بروند و نگذارند منافقین پلید و افراد فاسد بی غیرت، جامعه

 

 را خراب بکنند.

 

شهید رضا اکبری (1362-1342): و پیام من به خواهران حزب الله این است که همیشه جلوی منافقین

 

 دین باشید و نگذارید که هرکاری دلشان خواست بکنند، حجاب خود را حفظ کنید چون حجاب شما

 

 کوبنده تر از خون من است.

 

و بالاخره وصیتی از شهید سیدحسین حسینی (1365-1343): به تمامی خواهران دینی هم تأکید

 

می نمایم که سعادت دنیا و آخرت شما در گرو حفظ اکمل حجاب است و با رعایت حجاب کامل اسلامی

 

و حضور همه جانبه خویش در تمامی صحنه های انقلاب، مشت محکمی باشید بر دهان کسانی که

 

با شعار آزادی زن، اسارتی نوین را برای آنان به ارمغان آورده اند.

بی حجابی، یا بی غیرتی ؟!؟

 

این مطلبی که می نویسم، از یکی از دوستانم شنیدم که به واسطه دوستش تعریف

 

می کند، جالب است، لطفاً بخوانید:

 

ردیف دوم اتوبوس خط واحد نشسته بودم، که اتوبوس در ایستگاه روبروش

 

ایستاد تا مسافرسوار کنه، صندلی جلو یه خانم و آقا نشسته بودند، که ظاهر خانم با

 

اون وضع بد حجابش، بد جوری تو ذوق میزد. در همین حال یه پسر جوون از پله ها اومد

 

بالا و با دیدن اون خانم، رو به مردش گفت: عجب همسر زیبا و خوش لباسی دارید،

 

واقعاً خوشکل هستند...(!)

 

گفتن این حرف از طرف پسر همانا و دست به یقه شدن و بالا رفتن مشت همان،

 

اونهایی که این حرف رو شنیده بودند، به شدت شوکه شدند. قبل از اینکه اتفاق

 

 فیزیکی خاصی بیفته، پسر به مرد گفت: مگه خانمت رو برای من و امثال من اینجوری

 

آماده نکردی ؟ همه تو دلشون زیبایی خانمت رو تحسین می کنند، من فقط بهتون

 

 صادقانه گفتم، اگه می خواستی چشمم ایشون رو نگیره باید آرایش ایشون رو

 

محدود می کردی به خونه. با گفتن این حرف انگار همه چی آروم شد، و مرد سر جاش

 

ساکت و آروم نشست...

 

***

 

جالب بود، نه ؟ می خواستم در مورد غیرت کمی بنویسم. 

 

 

بد حجابی، بی غیرتی، زنان و دختران بد حجاب، برهنگیمعتقدم تمام و یا 99 درصد از زنان و دختران

 

بی حجاب جامعه ما که با سر و وضع

 

جلف و مفسده انگیز پا به خیابان می گذارند،

 

با رضایت شوهرانشان، پدران و مردان مربوطه

 

به آنهاست. شاید عده ای هم بدون رضایت مرد

 

 

خود (همسر، پدر، برادر) و بر خلاف غیرت مردشان این کار را می کنند، ولی این گناه

 

باز هم تا حدودی گردن مرد را می گیرد، چون به هر حال فاکتورهایی هست که

 

 بشود زن را به کار اشتباهش مواخذه و متنبه کرد.

 

وقتی برخورد با بد حجابی و بی حجابی از سوی پلیس در جامعه و مخصوصاً شهرهای

 

بزرگ با آن حواشی شروع شد، با خود فکر می کردم، اگر می شد قانونی تصویب

 

کرد که، به جای جمع آوری این زنان با آن وضع از سطح جامعه، مردانشان را

 

می گرفتند و در مورد آنها اعمال قانون می کردند، شاید مدت ها پیشتر این

 

معضل از سطح جامعه رفع شده بود.

 

و من گاهی تعجب می کنم، مردی اینگونه ناموسش را به خیابان می آورد، و اینگونه

 

دست در دست ناموسش و شانه به شانه او در جامعه حرکت می کند، در حالی

 

که چشم های زیادی، و نه به بزرگواری و مقام و منزلت ناموسش، بلکه شهوانی

 

و شیطانی به او خیره شده است و فکر هایشان که دیگر...(!؟)

 

چگونه مردی راضی می شود ناموسش به تکاپو اندازنده شهوت و قوه غریزه مردان

 

جامعه بشود. و چه جالبتر اینکه مرد کار می کند، زحمت می کشد، پول در می آورد،

 

آن پول را هزینه لوازم آرایش و لباس های آنچنانی برای ناموسش می کند،

 

و او را مثل عروسکی به چشم های شهوت پرستی که در جامعه نمونه آن کم

 

 نیستند می سپارد، خود گذشتگی تا این حد ؟!!!

 

به نظرم در قضیه حجاب زنان جامعه ما، غیرت حلقه گمشده ای است که روی آن بسیار

 

 کم مانور داده می شود، و همه تلاش مجریان طرح حجاب و عفاف اصلاح میوه تلخ

 

بی حجابی است که نتیجه ریشه فاسد بی غیرتی مردان است، حال هر بار یک میوه

 

فاسد را بکنی، مجدداً بیرون خواهد آمد، در حالی که ریشه فاسد است و کسی

 

به فکر آن نیست...

 

برای اتمام نیز چند حدیث از ائمه معصومین(ع)

 

 بخوانیم و باور کنیم عمل کردن به سیره و روش ایشان تنها راه رستگاری خودمان

 

 و جامعه ای است

 

 که در آن زندگی می کنیم:

 

امام علی (ع) :

 

خداوند لعنت کند کسی را که غیرت ندارد.(وسایل: ج 14 ص 174)

 

و نیز فرمودند:

 

کسی که غیرت ندارد قلبش واژگون است.(کافی: ج5 ص 536)

 

امام صادق(ع):

 

بهشت بر دیّوث(کسی که نسبت به زن و دختر و خواهرش و ...بی تفاوت است و غیرت ندارد)

 

حرام است.(کافی: ج 5 ص 537)

 

رسول اکرم(ص):

 

هر مردی که زنش را آرایش کند و با آن حالت از منزلش بیرون آید، دیّوث می باشد.و

 

 اگر کسی این

 

مردان را که نسبت به نوامیس خود بی تفاوت هستند، دیّوث بنامد گناهی نکرده است.

 

(بحارالانوار: ج 103 ص 249)

 

و نیز فرموده اند:

 

زنی که خود را زینت و خوشبو نماید و از خانه اش خارج شود و شوهرش به این

 

کار راضی باشد،

 

 هر قدمی که این زن برمی دارد، برای شوهرش در جهنم خانه ای بنا می شود.

 

(بحارالانوار: ج103 ص 249)

 

توضیح کوتاه: دوستانی که به هر دلیلی فکر می کنید به شما توهین شده است؛ ببینید این

 

 یک واقعیت است، هر چند بسیار تلخ است. همه تلاش من بیدار کردن شما از خوابی

 

است که، بفهمید وقتی با یک خانم بی حجاب در جامعه حضور پیدا می کنید،

 

چشم هایی هست که ....

 

باز هم از شما می خواهم هنگام تردد در جامعه به چشم ها و چهر های کسانی که از

 

 کنارتان گذر

 

 می کنند دقت کنید، آن موقع مسلماً بیشتر روی پوشش ناموستان دقت می کنید. باز هم

 

 از همه دوستان عذرخواهی می کنم....

 

آمریکا پله پله میره جلو!!!

 

آمریکا پله پله با شبکه های

 

ضد ایرانیش میره جلو

 

مرحله اول

 

 

مرحله دوم

 

 

مرحله آخر

 


(((( اگر عزادار حسینی نیستیم حداقل در لشکر یزیدیان نباشیم ))))

 
 

فرازی از زیارت عاشورا.. « اللّهم إنَّ هذا یَومٌ تبرّکت بِهِ بَنُو اُمَیَّة»

 

خدایا این روزی است که بنی امیه آن را مبارک و عید می گرفتند.

 

آیا شما هم این روز رو متبرک می دونین؟

 

زنان بنی امیه این روز رو به شادی و آرایش کردن می پرداختن،

 

آیا شما هم همین کارو می کنین؟؟؟

 

نظرت چیه؟؟؟

 
 
نظرت چیه ؟؟؟
 
 

 

خدا از آنچه شما فکر می کنید به شما

 

 

نزدیک تر است

 

 

ما خون دل ها خورده ايم ...

 

ما خون دلها خورده ایم ، قرارمان برای نسل نوجوان و جوان این نبود

 

 

من آنروز یک عشق داشتم ؛ پیروزی یا شهادت ، بعضی ها امروز هر ساعت ،

 

عاشق و معشوق آدم های غریبه می شوند و به سادگی دل می دهند

 

 و دل ربایی می کنند!

 

من آنروز از گل و لای و خاک سنگرها بر لباسهای ساده ام

 

 لذت می بردم و بعضی ها امروز از شلوارهای لی خاک نما

 

و پاره پوره خارجی !

 

من آنروز در جبهه زیر آفتاب داغ ، چفیه بر سر می انداختم

 

 تا نسوزم ، بعضی ها امروز رو سری از سر انداخته اند که

 

 موی سر به نامحرم نشان داده و بسوزند ودیگران راهم بسوزانند !

 

من آنروز در خط مقدم برادران غریبه زیادی را می دیدم و به همه می گفتم :

 

 خدا قوت، نه خسته برادر! ، بعضی ها امروز برای طرح دوستی ، فقط با

 

 عجله از همه می پرسند : ASL?

 

من در شب قبل از عملیات بر دستانم حنا می زدم تا در جشن

 

 پیروزی یا شهادت شرکت کنم ، بعضی ها امروز بر چهره شان

 

 هفت قلم مواد آرایشی خارجی می زنند تا به نامحرم بگویند :

 

من های کلاسم ، نگاهم کنید !

 

من آنروز در وصیت نامه ام می نوشتم : خواهرم حجاب تو بر علیه دشمن از

 

 خون من موثر تر است ، بعضی ها امروز حتی در پروفایل شان می نویسند :

 

همیشه به روز هستم ، دوره و زمانه عوض شده و عشق من مد گرایی

 

 و تقلید از غربی هاست !چادر را تجربه نکرده ام ، قدیمی است !

 

 

من آنروز در بیسیم از بچه های پشتیبان می خواستم از طرفم برای دشمن

 

نخود و آجر و سنگ ( آتش) بفرستند ، بعضی ها امروز به هر ناشناسی می گویند :

 

برایم شارژ بفرست !

 

من آنروز مشامم از بوی دود و باروت پر بود و برای رسیدن به هدفم ،

 

از آن لذت می بردم ، بعضی ها امروز از بوی الکل در انواع ادکلن های خارجی !

 

من آنروز خشاب و اسلحه ام را برای نابودی دشمن در بغل گرفته بودم

 

و بعضی ها امروز سگ های نجس تزئینی گران قیمت را !

 

 

من آنروز در جبهه ، اوقات فراغتم را در چاله هایی ، قرآن و دعا می خواندم ،

 

اسغفار می کردم و لذت می بردم ، بعضی ها امروز در چت رو م ها به دنبال عشق

 

 ناشناس و گمشده ساعتها به بطالت ، پرسه می زنند و روم عوض می کنند !

 

من آنروز در هنگام عملیات ، در گوشی بیسیم ، یا زهرا(س) و یا حسین(ع)

 

می گفتم و بعضی ها امروز در گوشی خود ،از نفس ، عشق ، ناز و فدایت شوم

 

 به نامحرم و ناشناس!

 

من آنروز در خط ، یک دست لباس خاکی داشتم وبا آن احساس غرور ، زیبایی

 

و عزت کرده و شکر خدا می گفتم ، بعضی ها امروز لباس های رنگارنگ خارجی

 

 و صورتی تزئین شده اما خود انگاره ای زشت که هیچگاه با تغییر مد ،از خودشان

 

 راضی نمی شوند !

 

 

من آنروز با ذکر استغفرالله وقت می گذراندم و بعضی ها امروز با دگمه های بیجان

 

 موبایل برای اس ام اس های عاشقانه جدید و یا کلیدهای کیبورد برای ارسال

 

 پی ام های عمومی دعوت به دوستی با نامحرمان در چت روم ها !

 

من آنروز باد گیرم را تا روی دست و پا می کشیدم تا شیمیایی نشوم و برای

 

دفاع توان داشته باشم، بعضی ها امروز شلوار و مانتوی کوتاه را انتخاب کرده اند

 

که رهگذران را هم آلوده کنند !

 

 

 

من آنروز در خط مقدم حتی مراقب عطسه هایم بودم که حضور گروهانم را به

 

 دشمن راپرت ندهم ، بعضی ها امروز بی واهمه در خیابان قه قه می زنند و با

 

 بزک وآرایش و البسه رنگارنگ ، جلب تو جه نامحرم کرده و می گویند : مرا نیز

 

 به حساب آورید ، آدمم !

 

من آنروز قبل از عملیات از حلالیت خواهی از همرزمانم و بعد از عملیات ،

 

از شکر خدا و یاد دوستان شهیدم صحبت می کردم و بعضی ها امروز از پایان

 

سریال های عاشقانه فارسی وان و من و تو و مارک نوشیدنی های سر میز آنها !

 

من آنروز بعد از عملیات از بلندگوهای گوشه و کنار خط ، بهر نبردی بی امان ...

 

را می شنیدم ، و بعضی ها امروز با سیستم گوش خراش ماشین بابا ، آهنگ های

 

 رپ با الفاظ رکیک به محارم !

 

من آنروز از اطلاعات شخصی خود و دسته و گروهانم مراقبت می کردم

 

 تا دشمن از آن سوء استفاده نکند ، بعضی ها امروز حتی مشخصات و عکس های

 

 شخصی و خانوادگی شان را بی پروا در فیس بوک و توئیتر منتشر کرده تا نامحرمان و

 

بیگانگان هم آن را ببینند !

 

 

من آنروز در خط مقدم ساعت ها بیدار می ماندم تا دشمن غافلگیرمان نکند

 

 بعضی ها امروز ساعتها برای ملاء عام و مد نمایی ، خود را تزئین می کنند

 

تا با کار کم بهای خود ، نامحرمان را غافلگیر کنند!

 

من آنروز به شوق شرکت در عملیات یا به یاد همسنگران شهیدم اشک می ریختم

 

و قصد انتقام از دشمن را داشتم ، بعضی ها امروز برای شکستهای عشقی شان

 

 افسرده اند و قصد انتقام از تمام آدمها و زمین و زمان را دارند !

 

من آنروز سرنگ ضد شیمیایی بر بدن خود شلیک می کردم ، بعضی ها امروز ،

 

 گونه بر رخ خود تزریق میکنند تا مبادا حقیر باشند ، و شاید بیشتر به چشم نامحرم بیایند !

 

 

 

من آنروز خواب را بر چشمانم حرام می کردم تا ذلیل حمله غافلگیرانه دشمن

 

 

نشوم ، بعضی ها امروز خواب را با نگاه به مانیتور کوچک موبایل برای اعلام

 

تعهد باطل به نامحرم ، بر خود حرام کرده اند!

 

نه ! این قرارمان نبود ! ما رفتیم تا شما نیز راهمان را ادامه دهید ، رفتیم تا امنیت

 

 امروز را به ارمغان بیاوریم و تو بتوانی عفت و حجاب فاطمی را بر گزینی ! رفتیم

 

 تا دشمن ، نتواند حیای شما را به بی حیایی تبدیل کند ،رفتیم تا اطاعت کنیم

 

از قرآن و رسول و اولی الا مر ، تو هم مراعات کن ! بر گرد و اندکی بیاندیش ؛ ...

 

ما خون دلها خورده ایم !

 

 

 

 

برگزیده ای از یادداشت های یک جانباز شرکت کننده

 

 در عملیات ، والفجر 8 ، کربلای5 ، نصر و ...

 
 

زینب(س) ،آفتاب حجاب...

 

 

برو  به ادامه  مطلب.....

ادامه نوشته

متلک به زنان و دختران

ا

متلك‌پرانی، مصداق خشونت جنسی

 

متلك‌پرانی آسیبی اجتماعی است كه جامعه ما از دیرباز با آن دست و

 

پنجه نرم كرده و بسیاری از زنان حاضر در جامعه و فعال در مناسبات

 

اجتماعی بارها و بارها با این نوع از خشونت جنسی از سوی مردان

 

در كوچه و خیابان و گاه حتی در محل كار روبه‌رو شده‌اند.

 

بروادامه مطلب.......

 

ادامه نوشته